سديد الدين محمد عوفى

338

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

زبدهء بو سعد راد ، مقصد نجح مراد * آصف ثانى كه داد همچو سليمان كند با تن خصم آن كند آن قصب رمح و كلك * كز اثر تاب خويش ماه به كتان كند چرخ كه هرشب كند با همه دندان سفيد * خدمت درگاه او از بن دندان كند گاه وغا مر ورا گردد بهرام رام * تير محرر شود گاه كه ديوان كند دشمن دشوار خوار هست هراسان ازو * چون همه دشوار ملك راى وى آسان كند هرچه كند او به جنگ رستم دستان نكرد * زال زر كلك او پيشهء دستان كند تا كه به فصل بهار گريهء چشم سحاب * مر دهن غنچه را پر در دندان كند « 1 » گلبن اقبال او ز آب بقا تازه « 2 » باد * تا كه جهان را به جود هم‌چو گلستان كند

--> ( 1 ) متن و مپ 2 : مردهن غنچه‌زاد دهن و دندان كند مج : مردهن غنچه را بىلب خندان كند ، بنياد : مردهن غنچه را بىدر دندان كند . تصحيح قياسى است ( 2 ) متن : زنده